میترسم بخوابم
از فردا و فرداهام میترسم
از وقتی کرونا گرفتیم ترسو شدیم نه ترس از زنده نموندن
ترس از زندگی فلاکت بار
ترس از نفسی که شاید بالا نیاد
بعدش مهم نیستا همون نفسه آزارمان میده
ترس از درد و دلهای خواهر
ترس از شنیدن عذاب های جدید
کاش بمیره
کاش نباشه
کاش روزی برسه که نبودنشو جشن بگیریم
خانوادگی
فامیلی
خواهری
برچسب:
نویسنده: نیکان شجاعی
انگیزه ی این روزام همینه بشینم چشم انتظار اینکه اومده باشی حتی اینکه وقت کردی بری نت میشه دلخوشی کاش میفهمید
برچسب:
نویسنده: نیکان شجاعی